خمام - امام جمعه: دشمنان غربي به دنبال عدم استقبال ملت از انتخابات هستند

امام جمعه: دشمنان غربي به دنبال عدم استقبال ملت از انتخابات هستند

دشمنان غربي به دنبال عدم استقبال ملت از انتخابات هستند تا بگويند مردم ايران علاقه اي به نظام اسلامي ندارند.

جمعه، ۱۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۳ KHNA2448

نماز جمعه‌ی این هفته مصادف با مبعث رسول اکرم (ص) به امامت حجت الاسلام علیرضا عاشوری در مسجد جامع خمام برگزار گردید.

84127830007807048221متن سخنرانی – خطبه اول: يا عباد الله! اتقوا الله؛ قال علي(عليه السلام):« التقوي لاعِوَضَ عنه و لاخَلَفَ فيه» (غررالحکم/2154). بندگان خدا! تقواي الهي داشته باشيد؛ اميرالمؤمنين (عليه السلام) درباره تقوا فرموده اند که «تقوا، هيچ عوض و جايگزيني ندارد.» به اين معني که هيچ عامل ديگري نمي تواند کار تقوا را انجام بدهد. تنها ضامن سعادت انسان و سلامت جامعه، تقواي الهي است که برخاسته از ايمان به خداوند است و ثمرات حيات بخشي هم دارد. انسان متقي همچون درخت تناوري است که شاخه هايش، اخلاق نيکوست و ميوه هايش هم اعمال صالح. اين تشبيه برگرفته از قرآن کريم است که مي فرمايد:«کلمةً طيبةً کشجرةٍ طيبةٍ، اَصلُها ثابتٌ و فرعُها في السماء*تُوتي اُکُلَها کل حينٍ باذن ربها» (ابراهيم/25-24). يعني«کلمه طيبه (و گفتار پاکيزه) همچون درخت پاکيزه اي است که ريشه اش (در زمين) ثابت است و شاخه آن در آسمان مي باشد*و هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگار مي دهد.» يکي از مصاديق منحصر به فرد تقوا، اين است که، مطمئن­ترين ضامن اجراي قوانين و مقررات مي باشد؛ و هيچ عامل ديگري اين کارکرد را ندارد. قوانين، براي حفظ و حراست از حقوق تمام افراد بشريت است. ولي آنچه که در عمل مشاهده مي شود، ظلم و ستم هايي است که به منظور پايمال کردن حقوق مردم اعمال مي شود. تاريخ بشر، آکنده از داستان ها و عملکردهاي ستمگران و سرکشان و زورگويان بي رحمي است که ديگران را از هستي ساقط کرده اند. درحاليکه برخي از آنان، داراي قوانين مترقي نيز بوده اند! چون قوانين که خودشان دست و پا ندارند تا جلوي تعدي و تجاوزات صاحبان قدرت را بگيرد. اين تقوا است که مي تواند انسان را از ظلم و ستم و بيدادگري حفظ کند، والا بدون تقوا، از قوانين هم سوء استفاده مي شود. به همين جهت امروزه حتي کشورهايي که از قوانين مترقي و جوامع پيشرفته نيز برخوردارند، باز نسبت به کشورها و ملت هاي ديگر همان ظلم و ستم هايي را روا مي دارند که جباران و ستمگران گذشته نسبت به افراد روا مي داشتند. فقط جاي کشورهاي زورگو با افراد زورگو عوض شده است. کشورهايي که مرتب دم از حقوق بشر، آزادي، عدالت و شرافت انساني مي زنند، اين ها را فقط براي ملت خودشان مي خواهند، ولي ملت هاي ديگر را آنچنان در مضيقه قرار مي دهند تا از هرگونه آزادي و شرافتي، ساقط شوند. زيرا تقوا ندارند و قوانين خود را هم براساس تقوا بنا نکرده اند. تقوا ناشي از ايمان و اعتقاد به توحيد و قيامت است، و اين عقيده هم فقط از طريق نبوت بدست مي آيد. اعتقاد به اينکه جهان داراي خدايي است ازلي و ابدي که همه اشياء و امور عالم را آفريده و تحت سيطره علم و قدرت خود قرار داده است و سرانجام نيز همه را به سوي خود باز مي گرداند و به حساب اعمالشان رسيدگي مي کند؛ و نيکوکاران و بدکاران را در بهشت و جهنم خود، پاداش و کيفر مي دهد. چنين اعتقادي است که يک انگيزه دروني قوي به نام تقوا براي انجام اعمال نيک و پرهيز از ارتکاب جرايم زشت در انسان به وجود مي آورد. چون اولاً خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال خود مي بيند و همين شرم از نگاه الهي، باعث پرهيزگاري مي شود. و ثانياً پاداش و کيفر جاوداني را در پي دارد. ولي انسان هاي دنياطلب که به چيزي جز لذات زندگي مادي نمي انديشند؛ فقط براي اينکه جامعه و صحنه طبيعت براي لذت مستمر آنها موجود باشد، ممکن است مقداري از اقداماتي که باعث فساد و نابودي آن مي شود، خودداري کنند، و يا تعريف و تمجيد مردم هم مي تواند مقداري جنبه کنترلي برايشان داشته باشد. ولي اين تعريف مردم هميشگي و همگاني نيست بلکه فقط شامل امور مهم و کارهاي بزرگي مي شود که مورد توجه آنها قرار مي گيرد؛ اما در کارهاي جزئي و سرّي که هيچگاه از آنها خبردار نمي شوند، تعريف و تمجيدي هم نمي کنند. لذا در تخلفات مخفيانه، عاملي براي کنترل افراد وجود نخواهد داشت. مضافاً بر اينکه مواردي وجود دارد که جز تقوا، هيچ عامل ديگري نجات بخش انسان نخواهد بود. مثلاً وقتي کسي که در دوراهي خيانت و اتهام قرار مي گيرد، چگونه مي تواند نجات يابد؟ مثلاً حضرت يوسف يا بايد به ولي نعمت خود (عزيز مصر) خيانت مي کرد و به خواسته زليخا تن مي داد و يا بواسطه اتهامي که از سوي زليخا به او زده مي شد، آبرو و حيثيتش در نزد مردم بر باد مي رفت. چه عاملي غير از تقوا مي توانست آن حضرت را پس از آن همه کش و قوس ها به اوج عظمت دنيا و آخرت برساند؟ اين خداوند است که مي فرمايد:«ولا نضيعُ اجر المُحسنين*و لَاجرُ الآخرةِ خيرٌ للذين آمنوا و کانوا يتقون» (يوسف/57-56). يعني«و پاداش نيکوکاران را ضايع نمي کنيم*و پاداش آخرت، براي کسانيکه ايمان آورده و پرهيزگاري داشته اند بهتر است».

متن سخنرانی – خطبه دوم: اوصيکم و نفسي بتقوي الله؛ قال الله تعالي في کتابه:« يا ايها النبي اتق الله ولا تُطِعِ الکافرين و المنافقين». (احزاب/1). خود و شما را به تقواي الهي سفارش مي کنم؛ خداوند تعالي در کتاب خود (قرآن کريم) فرمود:«اي پيامبر! تقواي الهي پيشه کن و از کافران و منافقان، اطاعت مکن». گرچه خطاب اين آيه به پيامبر اسلام است ولي شامل همه پيروان آن حضرت نيز مي شود. بنابراين همه ما موظفيم که از مخالفت دستورات الهي پرهيز کنيم و ابداً زير بار دستورات کفار و منافقين نرويم. زيرا آنان دشمن اسلامند و از هيچ فرصتي براي ضربه زدن به اسلام، دريغ نمي ورزند. امروز روز مبعث رسول خداست. روزي است که خداوند آخرين پيام رسان خود را انتخاب کرد. و اين انتخاب خداند، بزرگترين راهنمايي براي مردم در مورد انتخابات است. بياييد معيارهايي را براي انتخاب اصلح در نظر بگيريم که خداوند، براي انتخاب پيامبرش در نظر گرفته است. خداوند، کسي را انتخاب کرد که فقط حرف خدا را مي زد و ابداً از خودش چيزي نمي گفت. «وما ينطق عن الهوي*ان هو الا وحي يوحي» (نجم/4-3). يعني«و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي گويد*آنچه مي گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست.» از مردم هم تبعيت نمي کرد. «وَاِن تُطِع اکثَرَ مَن في الارضِ يُضِلّوک عن سبيلِ الله» (انعام/116). يعني«اگر از بيشتر کسانيکه در روي زمين هستند اطاعت کني، تو را از راه خدا گمراه مي کنند.» و طبق اولين آيه سوره احزاب هم که در اول خطبه گفته شد، تابع کفار هم نبود. بلکه فقط «فاني في الله» بود و مردم را هم به سوي خداند فرا مي خواند. فرهنگ و سياست و اقتصادش را بر اساس دستورات الهي تنظيم مي کرد. نه اينکه فرهنگ را در اختيار مردم بگذارد و اقتصاد را به بازار آزاد سرمايه داري بسپارد و در سياست هم تابع نظم نوين جهاني باشد! کسانيکه خود رادر معرض انتخاب ملت مسلمان ايران قرار مي دهند، بايد سعي کنند خود را هرچه بيشتر به اين پيامبر رحمت، نزديک تر کنند. يعني اقتصاد اسلامي را عملياتي نمايند نه اينکه به ليست کردن مشکلات اقتصادي بپردازند و فقط وعده هاي موهوم بدهند! تعاليم پيامبر اسلام در قالب قرآن کريم و سنت اهل بيت(عليهم السلام) در اختيار ماست و علماي اسلام در حوزه هاي علميه، سال هاي سال آنها را پرورانده و عملياتي کرده اند. ولي متأسفانه هرگاه سخن از فرهنگ به ميان مي آيد، فوراً نظر کانديداهاي ما به طرف هنرمندان سينما يا خوانندگان سرودها و ترانه ها مي رود! و به منظور جلب رأي بيشتر به دفاع از حريم خصوصي افراد مي پردازند و به خاطر چندرغاز منفعت، از گسترش صنعت توريست دم مي زنند! غافل از اينکه مردم ما مسلمانند و به کسي رأي خواهند داد که همچون پيامبرشان درد دين داشته و خواهان گسترش فضاي معنوي در کشور باشد. ما بايد با مقاومت و پايداري، روي پاي خود بايستيم و به جايي برسيم که همچون پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) همه دنيا را به خودمان دعوت کنيم. ما بايد به تعبير حضرت امام(ره) «نظام جديدي را نه تنها در ايران بلکه بر جهان حاکم سازيم که در آن، روابط اجتماعي و معادلات سياسي با معيارهاي اسلامي تعريف شوند، نه با معيارهاي سرمايه داران و قدرتمندان». و تاکنون، موفقت هاي زيادي هم کسب کرده ايم. ده ها سال بود که غرب، برگزاري انتخابات و حکومت دموکراتيک را بعنوان ابزار تمدن خودش معرفي مي کرد. ولي امروزه جمهوري اسلامي ايران اين ابزار رادر يک قالب بهتري عرضه کرده و بيشتر از غرب در استحکام حکومت خود به کار مي گيرد. و حتي آن را بعنوان يک الگوي نيکو به ساير کشورهاي اسلامي نيز معرفي کرده است؛ به گونه اي که مسلمانان در آن کشورها، از طريق انتخابات به ارکان حکومت راه مي يابند. به همين جهت غربي ها با دموکراسي اسلامي مخالفند. زيرا باعث مي شود که، مخالفان غرب روي کار بيايند. آنها طي دو سال گذشته، تحريم هاي سنگيني را عليه ايران اعمال کردند تا بتوانند انتخابات را به تهديدي عليه نظام بدل کنند. حتي در همين چند روز اخير نيز ده ها نفر و شرکت ايراني را مورد تحريم خود قرار داده اند. غربي ها از مسئله تحريم بعنوان ابزاري براي سلطه بر ايران اسلامي استفاده مي کنند. حال، کانديداهاي رياست جمهوري ما، چه برنامه اي براي خنثي کردن اين ابزار سلطه بر مسلمين دارند؟ مگر خداوند نفرمود که کفار نبايد سلطه اي بر مؤمنان داشته باشند؟ «ولن يجعل اللهُ للکافرينَ عليَ المؤمنينَ سبيلا» ( نساء/141). يعني«و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان، تسلطي نداده است». پس اولويت اقتصادي بايد بي اثر کردن ابزار سلطه غرب باشد، نه بهبود وضع معيشت به هر قيمتي! آنچه که خطرناک است، دست برتري غربي هاست که در آن صورت هر وقت که بخواهند تعادل کشور ما را به هم خواهند زد؛ ولي اگر دست برتر در هيچ زمينه اي نسبت به ما نداشته باشند، چاره اي جز تسليم در برابر خواسته هاي ما نخواهند داشت. و در آن صورت حتي مردمانشان نيز حکام خود را وادار به تبعيت از ايران اسلامي خواهند کرد. دشمنان غربي اکنون به دنبال عدم استقبال ملت از انتخابات هستند تا بگويند مردم ايران علاقه اي به نظام اسلامي ندارند. بنابراين، نظام اسلامي ايران، دموکراتيک نيست. ولي حضور حماسي ملت ايران در جمعه آينده به پاي صندوق هاي رأي، همه توطئه هاي دوسال گذشته آنها را نقش بر آب خواهدکرد. حماسه به تعبير مقام معظم رهبري يعني«کار افتخار آفريني که با شور و هيجان انجام مي شود.» و ساز و کار انتخاباتي نظام اسلامي ايران، بهترين فرصت براي حماسه آفريني اقشار مختلف ملت است. در هيچ کجاي دنيا امکان ندارد که نامزدهاي متعدد بتوانند از رسانه هاي ملي و دولتي به نحو يکسان استفاده کنند. ولي جمهوري اسلامي با کمال سعه صدر، اين موقعيت را براي تمام کانديداها فراهم کرده است. در آمريکا و اروپا تا کانديدايي وابسته به جريان صهيونيستي و مورد حمايت سرمايه داران خونخوار بين المللي نباشد، نمي تواند در سطح ملي مطرح شود. چون توان رقابت عادلانه در آن کشورها وجود ندارد. ولي در ايران اسلامي، هرکس از طريق قانون وارد عرصه انتخابات شود از شرايط برابر برخوردار مي گردد. لکن دشمنان بيروني قادر به تحمل اين همه موفقيت براي ايران اسلامي نيستند، لذا دائماً جنجال و هياهو برپا مي نمايند و متأسفانه زبان ها و حنجره هاي بي تقوايي هم در داخل کشور، حرف هاي آنها را تکرار مي کنند. ولي بدانيد هرچه فشار و هياهوي دشمن بيشتر باشد، خبر از موفقيت بيشتري در آينده نزديک مي دهد.


موضوع : نماز جمعه
http://khna.ir/2448