خمام - مباهله که در قرآن کريم به آن تصريح شده، آخرين راه حل بسياري از مشکلات است

مباهله که در قرآن کريم به آن تصريح شده، آخرين راه حل بسياري از مشکلات است

پيشنهاد مي کنم در جريان مذاکرات هسته‌اي بين مقامات درجه يک غربي و نمايندگاني از سوي نظام اسلامي ايران، مباهله برگزار شود.

جمعه، ۳ آبان ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۸ KHNA6835

نماز جمعه‌ی این هفته‌ی خمام به امامت حجت الاسلام والمسلمین علیرضا عاشوری در آستان مقدس امامزاده حسن (ع) خمام برگزار شد.

خطبه اول : اوصيکم و نفسي بتقوي الله؛ خود و شما را به تقواي الهي سفارش مي کنم؛ تقوي را توصيف کرده اند به نحوه راه رفتن انسان در زمين پر از خار که با نهايت مواظبت و دقت صورت مي گيرد تا از آسيب خطراتي که در اطراف اوست در امان بماند. براي محفوظ ماندن از خطرات گناهاني که در اطراف انسان است بايد مراقبتي شديد تر از اين داشت، چون آسيب ديدن از گناه، انسان را از درگاه الهي دور مي کند. آنگاه هيچ پناهگاه ديگري نخواهد يافت. مخصوصاً در آن روزي که همه عالم متزلزل است. خداوند سبحان در اولين آيات سوره حج فرمود: «يا ايها الناسُ اتَّقُوا ربَّکم اِنَّ زَلزَلَةَ الساعةِ شئٌ عظيم»(حج/1). يعني«اي مردم از پروردگارتان بترسيد که زلزله رستاخيز، امر عظيمي است.» و در آيه بعد، آن صحنه هول انگيز را چنين ترسيم کرد که «اگر در آن لحظه، مادري درحال شير دادن بچه اش باشد او را رها کرده و فراموش مي کند و هر زنِ حامله اي بچه خود را سقط مي نمايد و عقل و تدبير مردم از کار مي افتد به طوري که همگان را مست مي بيني درحاليکه مست نيستند و لکن عذاب خداوند شديد است.» اينکه خداوند سبحان مردم را به خاطر ترس از اين روز بزرگ به تقوا سفارش مي کند، نشان دهنده آن است که انسان در صورت برخورداري از تقوا، قطعاً از عوارض آن روز در امان خواهدبود. مخصوصاً اينکه مي فرمايد شما در آن روز مردم را به حالت مست، که هيچگونه عقل و تدبيري در کار خود ندارند، مي بينيد. بنابراين پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) و متقين از پيروانش در کمال سلامت عقل قرار دارند که مي توانند آن صحنه را ببينند و درک کنند. بسياري از مفسران نقل کرده اند که اين آيات در يکي از شب هاي «غزوه بني المصطلق» (جنگ با قبيله اي از يهوديان که در ماه شعبان سال ششم هجري واقع شد)، نازل شده است. و پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) مسلمانان را در حاليکه آماده حرکت به سوي ميدان جنگ بودند، دور خود جمع کرد و اين آيات را بر آنها خواند و صداي مسلمانان با شنيدن اين آيات تکان دهنده، به گريه و ناله بلند شد. آن شب، کسي خيمه اي براي استراحت خود برپا نکرد، بلکه هرکس در گوشه اي نشسته و گريه مي کرد يا عميقاً به فکر فرو رفته بود. و در هنگام صبح آنچنان به دنيا و زندگي در آن بي اعتنا شده بودند که حتي زين بر روي مرکب هاي خود نمي گذاشتند. رسول خدا(صلي الله عليه و اله وسلم) باز به آنها فرمود: آيا مي دانيد که اين روز، چه روزي است؟ عرض کردند: خدا و رسولش آگاه تر است. حضرت فرمودند:«روزي است که از هر هزار نفر، 999نفر روانه دوزخ مي شوند و فقط يک نفر به بهشت مي رود.» مسلمانان با شنيدن اين سخن، شديداً گريه کردند و شايد از خود نااميد شده بودند که حضرت فرمود:«گناهکاراني غير از شما هستند که اکثريت را تشکيل مي دهند. من اميدوارم که شما حداقل يک چهارم اهل بهشت باشيد. (مسلمانان خوشحال شدند و تکبير گفتند)، بعد فرمود: اميدوارم يک سوم اهل بهشت باشيد(باز هم تکبير گفتند)، بعد اضافه فرمود: اميدوارم دوسوم اهل بهشت از شما باشد، چراکه اهل بهشت 120 صف هستند که 80 صف آنها از امت من مي باشند.» (تفسيرنمونه/14/9) امت پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) بودن يعني از برنامه هاي ديني او پيروي کردن؛ نه اينکه صرفاً در زير سايه حاکميت دين او زندگي نمودن. منافقين و فاسقين هم در سايه حاکميت اسلام زندگي مي کرده و مي کنند، لکن هيچگاه از امت پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) محسوب نمي شوند. قرآن کريم از زبان حضرت ابراهيم(عليه السلام) مي فرمايد:«فَمَن تَبِعَني فانه مني و من عصاني فَاِنَّک غفورٌ رحيم.»(ابراهيم/36). يعني«هرکس از من پيروي کند از من است و هرکس نافرماني من کند، تو بخشنده و مهرباني» بنابراين کسي که از حضرت ابراهيم(عليه السلام) نافرماني کند، مشمول عذا ب است که نياز به بخشايش و رحمت خداوند دارد، که اگر توبه کند و جبران نمايد، اين بخشش و رحمت الهي شامل حال او مي شود و الّا همچنان مستوجب عذاب خواهد بود. دقت هايي که يک امت پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) بايد در زندگي خود داشته باشد را مي توان از رفتار اميرالمؤمنين(عليه السلام) بدست آورد که در خطبه 224 نهج البلاغه فرمود: به خدا قسم اگر مرا بر روي خارهاي بيابان بخوابانند و با زنجير به اطراف بکشانند برايم بهتر است تا فرداي قيامت درحالي خدا و رسولش را ملاقات کنم که چيزي از بيت المال را غصب کرده باشم! چطور بر نفس خود ظلم کنم درحاليکه رو به کهنگي مي رود و مدت هاي طولاني زير خاک مي خوابد. برادرم عقيل از شدت فقر و تنگدستي در حاليکه فرزندانش ژوليده و گرسنه و رنگ پريده بودند از من درخواست يک مَن گندم از بيت المال کرد، من آهن گداخته را به او حواله نمودم و او بيتابي کرد.گفتم تو از اين حرارتي که انساني به شوخي گرم کرده مي نالي و فرار مي کني، آنوقت من چطور از آن حرارتي که خداوند از خشم و غضب خود برافروخته، ننالم و فرار نکنم؟! بدتر از اين، حلوايي بود که شبانه برايم به عنوان هديه آوردند؛ و من آن را از استفراغ مار سمّي بدتر دانستم و به او گفتم: از راه دين وارد شدي که مرا فريب دهي! به خدا قسم اگر هفت اقليم و آنچه زير آسمان هاست را به من بدهند که خدا را نافرماني کنم و پوست جوي را به ناحق از مورچه اي بگيرم، اين کار را نخواهم کرد. همانا اين دنياي شما نزد من از برگ جويده شده در دهان ملخ، پست تر است. علي را با نعمت هاي فناپذير و لذت هاي ناپايدار چه کار؟!

خطبه دوم : يا عباد الله! اتقو الله. اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود:«فَاِنَّ تَقوي اللهِ دَواءُ داءِ قلوبکم»(خطبه/198). يعني«تقوا، دواي درد قلبهاي شماست.» و آن را از تمايل به انحراف باز مي دارد. وقتي تقوا، دواي بيماري دل باشد، معلوم مي شود که دل انسان بي تقوا، بيمار است و روز به روز بيمارتر هم مي شود تا به عذاب دردناک دچار گردد؛ که قرآن کريم مي فرايد: «في قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضا وَ لَهُمُ عَذابٌ اليم»(بقره/10). يعني«در دل هاي آنان يک نوع بيماري است؛ خداوند بر بيماري آنان افزوده و عذاب دردناکي در انتظار آنهاست.» فردا چهارم آبان ماه سالروز سخنراني افشاگرانه حضرت امام خميني(ره) درباره قانون ننگين کاپيتولاسيون يعني اعطاي مصونيّت قضايي به اتباع آمريکايي است که دولت و مجلس ايران، پنجاه سال قبل آن را تصويب کرده و تا يک سال تمام هم کاملاً چنين مصوبه اي را مخفي نگه داشته بودند. ولي وقتي حضرت امام(ره) از مضمون آن آگاه شدند و ديدند که چنين قانوني مخالف با عزت اسلام و منزلت مسلمين است، برآشفتند و آن را به منزله مستعمره شدن ايران تلقي نموده و در سخنراني آتشين خود، آمريکا و اسرائيل را کوبيدند. لکن حاکمان وابسته به آمريکا عوض اينکه از اين قدرت مرجعيت و حمايت ملت به نفع عظمت کشور استفاده کنند، به سرکوب ملت و تبعيد مرجعيت پرداختند. ولي سرانجام رسواي تاريخ شدند. ما هم پرورش يافتگان مکتب حضرت امام خميني(ره) هستيم و با هرگونه قراردادي که عزت اسلام و منزلت مسلمين را خدشه دار کند، مخالفيم و براي حفظ دستاوردهاي هسته اي خود تا پاي جان مي ايستيم، همان طوري که شهداي ما ايستادند. شهدايي چون محمدحسين فهميده که پنج روز ديگر يعني هشتم آبان ماه سالروز شهادت ايشان است و حضرت امام خميني(ره) او را رهبر ناميدند. روز چهارشنبه علاوه بر اينکه روز نوجوان و بسيج دانش آموزي است، به مناسبت 24 ذي الحجه روز مباهله و نزول آيه ولايت هم هست. جريان مباهله که در قرآن کريم به آن اشاره شده، سند حقانيّت اسلام است. وقتي که در سال دهم هجري آوازه اسلام تمام شبه جزيره عربستان را فراگرفته بود، مسيحيان نجران نمايندگاني از علماي خود را فرستاده بودند تا درباره اسلام و پيامبرش تحقيق کنند. آنها هر سؤالي که پرسيدند، جواب مناسب را گرفتند تا اينکه گفتند حضرت عيسي(عليه السلام)، پسر خداست چراکه امکان ندارد فرزندي بدون پدر متولد شود! خداوند آيه نازل کرد: بدون پدر که سهل است، ما قبلاً بدون مادرش را هم خلق کرده ايم. «اِنَّ مَثَل عيسي عندالله کمثل آدَمَ خَلَقَه من تراب»(آل عمران/59). يعني«مثل عيسي در نزد خداوند، همچون آدم است که او را از خاک آفريد.» ولي آنها باز هم روي عقيده باطل خود پافشاري کردند. خداوند به منظور يک راه حل عادلانه، پيشنهاد کرد که هر دو گروه علماي مسيحي و اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم)، دروغگو را نفرين کنند؛ تا با از بين رفتن دروغگو، حقيقت آشکارتر شود. «فقل تعالوا نَدعُ ابنائَنا و ابنائَکم و نسائَنا و نِسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللهِ علي الکاذبين»(آل عمران/61). يعني«به آن ها بگو بيائيد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.» علماي مسيحي ابتدا پذيرفته بودند ولي از آنجايي که به حقانيّت خود اطمينان نداشتند، تسليم شدند. لکن فقط عده کمي از آنان ايمان آوردند، بقيه بر همان عقيده سخيف خود لجاجت ورزيدند. تعليمات صحيحي حضرت عيسي(عليه السلام) در قرآن کريم ما آمده است و ما آنها را قبول داريم. خود حضرت عيسي(عليه السلام) فرموده که من بنده خدا هستم و خداوند به من کتاب آسماني داد، و مرا به نبوت برگزيده است. «قالَ اِنّي عَبدُ اللهِ آتانِيَ الکتابَ وَجَعَلَني نَبيّا» (مريم/34). يعني«(حضرت عيسي(عليه السلام)) گفت: من بنده خدا هستم، او کتاب (آسماني) به من داده و مرا پيامبر قرار داده است.» مباهله که در قرآن کريم به آن تصريح شده، آخرين راه حل بسياري ازمشکلات است. بنده پيشنهاد مي کنم در جريان مذاکرات هسته اي بين مقامات درجه يک غربي و نمايندگاني از سوي نظام اسلامي ايران، مباهله برگزار شود و هر دو گروه عذاب خداوند را بر دروغگو بخواهند، تا يک بار براي هميشه به اين قضيّه فيصله داده شود. قطعاً اين حکم الهي، امروزه هم کاربرد دارد و مسئولين غربي اگر به صحت مواضع خود اطمينان دارند، وارد ميدان شوند. اکثريت قريب به اتفاق ملت به مواضع بر حق نظام اسلامي ايران اطمينان دارند و حاضرند به نمايندگي از کشورمان يکي از اعضاي مباهله کننده با طرف هاي غربي باشند، ولي آيا در ميان ملت هاي غربي هم چنين آمادگي وجود دارد؟!


موضوع : روحانیون، مساجد
http://khna.ir/6835