خمام - امام جمعه‌ی خمام: امريکا قادر به حل هيچ مشکلي در منطقه و جهان نيست
در خطبه‌های نماز جمعه ؛

امام جمعه‌ی خمام: امريکا قادر به حل هيچ مشکلي در منطقه و جهان نيست

هرگونه تغييري در منطقه و جهان نه تنها به نفع او تمام نمي‌شود، بلکه کاملاً بر ضد منافع امريکاست.

جمعه، ۱۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۷ KHNA6305

نماز جمعه‌ی این هفته‌ی خمام همزمان با هفته‌ی نیروی انتظامی و به امامت حجت الاسلام والمسلمین علیرضا عاشوری در آستان مقدس امامزاده حسن (ع) خمام برگزار گردید.

خطبه‌ی اول : يا عباد الله! اتقو الله؛«و من يُعَظِّم شَعائِرَ اللهِ فَاِنَّها مِن تَقوَي القُلوبِ» (حج/32). اي بندگان خدا! تقواي الهي پيشه کنيد؛ «و هرکس شعائر الهي را بزرگ دارد، اين کار نشانه تقواي دل هاست.» خداوند سبحان در قرآن کريم، اعمال حج را از شعائر الهي شمرده است که از زمان حضرت آدم(عليه السلام) استمرار داشته و تا قيامت نيز باقي خواهد بود. منتهي اعمال فعلي که انجام مي شود از زمان حضرت ابراهيم(عليه السلام) رسميت يافته و پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) آن ها را از هرگونه آلايش به رفتار شرک آميز، پيراسته است. از آيات متعدد قرآن کريم و روايات ائمه معصومين(عليهم السلام) چنين بر مي آيد که کعبه از زمان حضرت آدم(عليه السلام) بوده است. «اِنَّ اوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلناسِ لَلَّذي ببَکَّةَ مُبارکاً و هديً للعالَمين»(آل عمران/96). يعني«نخستين خانه اي که براي مردم(و نيايش خداوند) قرار داده شده، همان است که در سرزمين مکه است؛ که پربرکت، و مايه هدايت جهانيان است.» حتي ابراهيم(عليه السلام) هم وقتي که همسرش هاجر و فرزند خردسالش اسماعيل را به امر خداوند در آن سرزمين خشک و بي آب و علف گذاشت، عرضه داشت:« رَبَّنا اِنّي اَسکَنتُ من ذُرّيتي بوادٍ غير ذي زرعٍ عِندَ بَيتِکَ المُحَرَّم» (ابراهيم/37). يعني« پروردگارا! من بعضي از فرزندانم رادر اين وادي غيرقابل زراعت، در کنار خانه تو سکونت دادم.»، «ربنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ» يعني«تا نماز را بر پا دارند.» يعني هدف از سکونت دادن اهل بيت حضرت ابراهيم(عليه السلام) در آنجا، احياي امر اقامه نماز و رواج احکام کعبه بوده است؛ لذا در ادامه همين آيه حضرت ابراهيم(عليه السلام) دعا کرد:« فَجعَل اَفئِدَةً مِنَ الناسِ تَهوي اليهم» (ابراهيم/37). يعني«تو دل هاي گروهي از مردم را متوجه آنها کن» و همينطور هم شد. حضرت علي(عليه السلام) نيز در خطبه قاصعه فرمود:« اَلا تَرَونَ اَنَّ الله سُبحانَه اِختَبَرَ الاَوَّلينَ مِن لَدُن آدَمَ(عليه السلام) اِلَي الآخِرينَ مِن هذا العالَم بِاَحجارٍ… ثُمَّ اَمَرَ آدَمَ(عليه السلام) وَ وَلَدَهُ اَن يَثنُوا اَعطافَهُم نَحوَه»(خطبه 192). يعني«آيا نمي بينيد که خداوند سبحان مردم جهان را از زمان حضرت آدم(عليه السلام) تا آيندگان اين جهان، با قطعات سنگي امتحان نمود… سپس به حضرت آدم(عليه السلام) و فرزندانش دستور داد که به گرد آن طواف کنند؟» بنابراين اساس خانه کعبه از زمان حضرت آدم(عليه السلام) بوده است. منتهي طبق آنچه که در روايات آمده، اين خانه با عظمت در هنگام طوفان نوح به کلي آسيب ديد و پس از آن نيز موقعيتي براي برپايي آن مهيا نشد تا اينکه خداوند به حضرت ابراهيم(عليه السلام) دستور داد تا عملاً کم کم مقدمات احياي آن را فراهم کند. لذا سکني دادن اهل بيت خود در آن منطقه، زمينه اي بود براي برپايي مجدد اين خانه باعظمت. در نتيجه وقتي که در اثر جوشش چشمه زمزم، مردم قبايل ديگر به آنجا کوچ کردند و جمعيت آن سرزمين رو به فزوني گذاشت، حضرت ابراهيم(عليه السلام) مأمور شد که بهمراه فرزند گرانقدرش اسماعيل(عليه السلام) مجدداً خانه کعبه را بنا کند. و خداوند مي فرمايد که ما جاي آن را به حضرت ابراهيم(عليه السلام) نشان داديم.«وَ اِذبَوّانا لِاِبراهيمَ مکان البيت»(حج/26). يعني«زماني که محل خانه کعبه را براي ابراهيم(عليه السلام) آماده ساختيم (تا اقدام به بناي کعبه کند)». آنگاه به او فرموديم که «و اَذِّن في الناسِ بِالحجّ»(حج/27). يعني« به مردم اعلام کن که حج بگذارند.» اعمال حج، دگرگوني عظيمي در جسم و جان انسان ايجاد مي کند و اخلاق و رفتار و کردار او را متحول مي سازد. از همان لحظه اول که لباس ساده احرام را مي پوشد و خود را در ميان ميليونها انسان ديگر، يکسان مي بيند از حصار زمان عبور مي کند و احساس همراهي با خلق اولين و آخرين مي نمايد. لبيکي که مي گويد در جواب دعوت حضرت ابراهيم(عليه السلام) است که به امر خداوند به او دستور انجام حج را داده است. لذا به کلي از دنياي مادي و تعلقات آن خارج مي شود تا پس از انجام تما مراحل اعمال حج، از احرام خارج مي گردد و بار ديگر وارد اين زندگي مادي دنيا مي شود و اين خروج از احرام، تولد ديگري است براي او. به همين جهت در روايات ما آمده است: کسيکه حج را به طور کامل انجام دهد. «يخرجُ من ذنوبه کهيئتِه يومَ وَلَدَتهُ اُمُّه» يعني« از گناهان خود بيرون مي آيد، همانند روزي که از مادر متولد شده است.» (بحارالانوار/99/26). اعمال حج، بزرگترين سند بر بي ارزشي عوامل نژاد و زبان و مليّت، در برتري افراد است و بزرگترين الگو براي اتحاد ملت مسلمين جهان مي باشد و صحيح ترين راه زندگي و سالم ترين روابط انساني را آموزش مي دهد. مراسم باشکوه حج، در عين حاليکه خالص ترين عبادت را عرضه مي کند، مؤثرترين وسيله تبليغ اسلام ناب نيز مي باشد. وقتي ميليونها انسان به طور همزمان در يک مکان متوجه خداوند سبحان مي شوند، غافل ترين دل هاي خفته انسانهاي کفر مسلک را بيدار مي کنند. اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود: خداوند، حج را براي اتحاد و هم بستگي هرچه بيشتر مسلمين برقرار کرده است. «وَالحجَّ تَقرِ بَةً لِلدين» (حکمت/252). يعني« و حج را براي نزديکي و همبستگي مسلمانان قرار داد.» که باعث عزت و عظمت اسلام و قدرت و شوکت مسلمانان در جهان مي شود. يکي از سياستمداران معروف بيگانه گفته بود:«واي به حال مسلمانان اگر معني حج را نفهمند؛ و واي به حال دشمنانشان اگر معني حج را بفهمند!» در روايات اسلامي، از حج بعنوان جهاد افراد ضعيف ياد شده که حتي پيران و زنان و افراد ناتوان هم مي توانند با حضور خود، شکوه و عظمت امت اسلامي را به نمايش بگذارند و با سردادن آواي تکبير، پشت دشمنان اسلام را بلرزانند. از بدبختي هاي بزرگ جهان اسلام، وجود مرزهاي جغرافيايي است که با تقسيم شدن مسلمانان از حيث نژاد و زبان، سبب جدايي فرهنگي آنها شده است. و باعث شده تا مسلمانان هر کشوري فقط به خودشان بينديشند و از مصائب مسلمين ديگر کشورها غافل شوند و حتي با آنها دشمني هم بکنند. حج که نمونه اي از اتحاد جهاني اسلام است براي برداشتن اينگونه مرزهاي جغرافيايي خودساخته است، که همچون بُتي مورد پرستش و تکريم مردم قرار مي گيرد. امام صادق(عليه السلام) فرمود:«اگر هر قوم و ملتي فقط از بلاد خود سخن بگويد و تنها به مسائلي که در آنجا مي گذرد بينديشد، همگي نابود مي شوند و کشورشان ويران مي گردد.»

خطبه‌ی دوم : اوصيکم عباد الله و نفسي بتقوي الله؛ توصيه مي کنم شما بندگان خدا و خودم را به تقوا و پرهيزگاري. وقتي که جسم انسان بيمار مي شود، علاوه بر مصرف دارو به پرهيز از غذاهاي نامناسب هم نياز دارد تا بهبودي حاصل کند؛ و الّا ماداميکه پرهيز غذايي نباشد، دارو اثر نمي کند. روح انسان هم اينچنين است، يعني علاوه بر طاعت، به پرهيز از محرمات هم نياز دارد؛ و الّا ماداميکه پرهيزگاري نباشد، طاعت اثر نمي کند. گرچه هر عبادتي، گناه قبل از خودش را از بين مي برد؛ ولي هر گناهي هم عبادت قبل از خودش را از بين مي برد و بي خاصيت مي سازد. بنابراين براي حفظ عبادت ها بايد از معاصي پروردگار پرهيز کرد. در هفته نيروي انتظامي هستيم که نيرويي زحمتکش و باعث امنيت در جامعه ما هستند. ما در اين امنيت زندگي مي کنيم و لکن عموماً به آن توجهي نداريم. همانطوري که از اين هوا دائماً تنفس مي کنيم ولي هرگز به يادمان نيست که هوايي هم وجود دارد. نبي مکرم اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمودند: «نِعمَتانِ مَکفورَتانِ، اَلصِّحَةُ وَ الاَمان» يعني«دو نعمت هميشه کفران مي شوند، يکي صحت و سلامتي است و ديگري نعمت امنيت و آسايش». يک عده نيروهاي زحمتکش در برف و باران، در تعطيلي و روزهاي کاري، و در شب و روز، در شهرها و خيابان ها و در گوشه و کنار، امنيت و آسايش را در رفت و آمد خودروها و کنترل اراذل و اوباش و برخورد با دزدها و معتادان، برقرار مي کنند، منتهي عموماً از اين ها قدرداني نمي شوند؛ بلکه برعکس انتظارات بيشتري هم از اين نيروها دارند. ان شاء الله خداوند اجر و پاداش آنها را به خدا خواهدداد. نيروي انتظامي نيرويي تحت فرمان ولايت فقيه است و در تمام اقتشاشات و آشوب ها، حضوري فعال و تأثيرگذار دارند. وجود نيروي انتظامي براي جامعه ما يکي از ضروري ترين نهادهايي است که در کشور ما به وجود آمده است. ما براي موفقيت شان و سلامتي و اقتدارشان دعا مي کنيم که خداوند ان شاء الله در سايه ولايت مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي و عنايات خاصّه حضرت ولي عصر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همه آنها را صحيح و سالم و موفق نگه بدارد. فردا ششم ذي الحجه سالروز شهادت حجاج خانه خدا بدست آل سعود در سرزمين امن مکه است که در هنگام برگزاري مراسم برائت از مشرکين در سال 1366 رخ داد. حضرت امام خميني(ره) که همچون انبياءِ عظام(عليهم السلام) بناي تصفيه دين خدا را از هرگونه مظاهر شرک و کفر، و اجراي اسلام ناب محمدي داشت، به منظور عظمت بخشيدن آئين اسلام و قدرتمند کردن مسلمين، دستور به برپايي مراسم برائت از مشرکين داده بود؛ ولي حکام وابسته سعودي و روحانيون درباري وهابي که هيچگونه اختياري از خود نداشته و جيره خوار آمريکا بوده و هستند، در مقابل اين برنامه الهي ايستادند و حتي حرمت ماه حرام و حرمت سرزمين امن مکه را هم نگه نداشته و با هجوم وحشيانه خود صدها نفر از حجاج خانه خدا را به شهادت رساندند و با اين کار، نام خود را در رديف جنايتکاران تاريخ ثبت کردند. هفتم ذي الحجه نيز سالروز شهادت امام باقر(عليه السلام) در سال 114 هجري قمري و در سن 57 سالگي است که به مدت 20 سال نيز سکان امامت شيعه را در دست داشتند و علاوه بر هدايت عموم مردم، هدايتگر جامعه علمي زمان خود نيز بودند. در شرايطي که دنياطلبان به دنبال ارضاي اشتهاي سيري ناپذير قدرت بودند، آن حضرت به پاسخگويي نيازهاي علمي جامعه پرداخت و همين امر باعث گسترش تشيع در جامعه شد و بعدها نيز فرزند بزرگوارشان امام صادق(عليه السلام) راهشان را ادامه دادند. هشتم ذي الحجه روز ترويه و آغاز اعمال حج تمتّع است که حُجّاج با مُحرم شدن از مکه به سمت منا حرکت مي کنند تا شب را در آنجا بيتوته کرده و صبح روز عرفه به سمت عرفات حرکت نمايند. ترويه در لغت به معني سيراب کردن يا در کاري انديشه نمودن است. از امام صادق(عليه السلام) نقل شده که چون در منا و عرفات، آب نبوده، لذا حُجّاج قبل از حرکتشان، در روز هشتم از مکه آب برمي داشتند و در بين راه از همديگر سؤال مي کردند «تَرَوَّيتُم، تَرَوَّيتُم» يعني« سيراب شديد، سيراب شديد؟» لذا به همين خاطر اين روز به روز ترويه ناميده شد. حرکت اباعبدالله(عليه السلام) به سمت کوفه نيز در روز ترويه بوده است. نهم ذي الحجه روز عرفه است که به روز نيايش نامگذاري شده و دعاي بندگان در اين روز مستجاب و درهاي آسمان نيز براي پذيرش عبادت بندگان باز مي باشد. هر عبادتي در اين روز ان شاء الله مورد قبول درگاه الهي واقع مي شود و رحمت الهي همه موجودات عالم را دربر مي گيرد. درباره اهميت اين روز، امام صادق(عليه السلام) فرمود:«هرکس که نتوانسته از شب هاي قدر به نحو احسن استفاده کند، اين روز را دريابد که رحمت الهي براي همه گسترده است.» جناب مسلم بن عقيل و هاني بن عروه نيز يک ماه قبل از واقعه کربلا در چنين روزي به شهادت رسيده اند. در شب عرفات نيز اطاعت خداوند و انجام اعمال صالحه، معادل صدوهفتاد سال اطاعت و عبادت است. روز دهم ذي الحجه نيز روز عيد قربان و از اعياد بزرگ مسلمين است که يادآور اوج بندگي انبياء بزرگ الهي؛ حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل(عليهما السلام) مي باشد. کسانيکه از همه علاقه هاي خود به غير خداوند چشم پوشي کردند و مخلصانه براي فدا شدن در راه رضاي خداوند آماده گشتند و خداوند هم اين آمادگي آنها را بعنوان امتثال دستور الهي پذيرفت و فرمود:« قَد صَدَّقتَ الرُّؤيا»(صافات/105). يعني«تو آن رويا را تحقق بخشيدي (و به دستور من عمل کردي)». و از اين امتحان بزرگ سربلند بيرون آمدي. اين امتحان براي همه ما هم هست که در راه رضاي خداوند از خواسته هاي شخصي خودمان بگذريم که بزرگترين قرباني، سر بريدن هواي نفس است. و اما اين روزها درباره رويکرد سياسي دولت مردان ايران در مذاکره با آمريکا، تجزيه و تحليل هاي فراواني صورت مي گيرد. لکن آنچه که جاي خوش بختي است اين است که خود دولت مردان، به نظر رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي در اين زمينه مبني بر اينکه «برخي رفتارها در سفر نيويورک نابجا بوده است» تمکين کرده اند. انتظار ملت هم از آنها همين است که در صف مقدم مبارزه، تلاش بکنند ولي چشم و گوش به اشارات امامشان بسپارند. آمريکايي ها توانايي هسته اي ايران را به بهانه امکان توليد سلاح اتمي، پيراهن عثمان کرده اند تا تا با عَلَم کردن آن، دهان عوام الناس را در دنيا ببندند و همچنان به مواضع خصمانه و ظالمانه خود عليه ملت ايران ادامه دهند. ولي عقلاي عالم مي دانند که مشکل آمريکا با ايران در توانايي هسته اي کشور ما نيست بلکه در توانايي مديريت منطقه و جهانِ کشور ماست که توانسته مانع از حمله آمريکا به سوريه شود، مانع از به قدرت رسيدن طرفداران آمريکا در عراق شود، مانع از شکست حزب الله لبنان در جنگ 33روزه و مانع از شکست فلسطينيان در جنگ 22روزه غزه شود، ايران توانسته بعد از صدها سال وارد درياي مديترانه شود و چيزي نمانده که به سواحل جنوبي شبه جزيره عربستان و درياي سرخ برسد و اين همه درحالي است که آمريکا قادر به حل هيچ مشکلي در منطقه و جهان نيست و هرگونه تغييري در منطقه و جهان نه تنها به نفع او تمام نمي شود بلکه کاملا برضد منافع آمريکاست. زمانيکه آمريکا با شوروي کمونيستي درگير بود، و با وجود حجم گسترده اي از تبليغات منفي که بلوک شرق عليه آمريکا در جهان مي کردند، فقط 25 درصد مردم جهان از آمريکا متنفر بودند ولي از زماني که آمريکا با ايران اسلامي درافتاده است، اين ميزانِ تنفر جهاني به 80 تا 88 درصد رسيده است. لذا شوروي براي آمريکا فقط در حد يک رقيب معمولي مطرح بود اما ايران اسلامي براي او بعنوان يک جايگزين قدرتمند مطرح است. امروز موضوع مواجهه ايران و آمريکا با يکديگر، مهم ترين موضوع جهان است که در شصت و هشتمين مجمع عمومي سازمان ملل هم نمود خاصي داشت. آمريکا، قلدرمابانه، بهبود شرايط بين طرفين را منوط به تأمين مواردي از سوي ايران کرده است؛ ولي ايران عادلانه خواستار شرايط برابر در مذاکرات مي باشد که اين منطق را تمام مردم جهان مي پذيرند ولي پذيرش آن از سوي آمريکا به معني شکست آشکار او در انظار عمومي است. چون شرايط برابر يعني اينکه: اگر بنا باشد ما با تعطيلي فعاليت هاي هسته اي خود به آمريکا تضمين عيني بدهيم که به دنبال توليد سلاح هسته اي نيستيم، او هم بايد با از بين بردن هواپيماها، ناوها و موشک ها و هرگونه جنگ افزار پيشرفته خود به ما تضمين عيني بدهد که به دنبال تغيير نظام اسلامي ايران نيست. چرا وقتي که ما مي گوييم به دنبال سلاح هسته اي نيستيم، او مي گويد که بايد با از بين بردن تأسيسات هسته اي خود به ما تضمين عيني بدهيد؛ ولي وقتي که او مي گويد به دنبال از بين بردن نظام ايران نيست، ما نگوئيم که بايد با از بين بردن تأسيسات نظامي و سلاح هاي تهاجمي خود به ما تضمين عيني بدهيد؟!


موضوع : نماز جمعه
تصویر : محسن زیبانگار
http://khna.ir/6305